سلام بلاخره بعد از تقریبا یک سال اومدم با خاطره های تلخ و شیریناول من دیگه تنها نیستمگوشیم سوخت عوضش کردمرفتم کربلارفتم مشهدخخخخخ اتفاقای عجیبیهیه سریا از زندگیم خط خوردن و یه یه عشق اضافه شد کنار منآرهبلاخره دعام گرفتراستــــــــــــــیدارم ترک میکنم و اینجوریاس که داره خوب پیش میره ؛ روحانی باز شد رییس جمهور و استقلال هم 3 تا زد لنگ
خبر بعد اینکههههماه رمضون امسالو جامع روزه گرفتمو این خبر خوبیه برامپدر بازنشست شد و همش تو خونسقراره مهاجرت کنیم شیراز و خدا رو شکر داریم از این خراب شده خلاص می
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
این روزا خیلی دیر میگذره چون در انتظار روزای خوبممیکی اینکه یه مقدار پول جمع کردم که یه دوربین بگیرمقراره ماشین عوض کنیمشاید بریم شیرازبرم سر کاربرم دانشگاه
اینا اتفاقاتیه که خیلی این روزا انتظارشونو میکشم و منتظرشونمامروز زن عمو زهرا و خاله مهری و عمه سوسن اومدن خونه که من داشتم سریال عاشقانه قسمت 15 میدیدم و از اتاق بیرون نرفتم آبجی هم که مرودشتههمین دیگه الانم حوصلم سر رفته نصف شبیصبح تا حالا تو خونم ، الانم دارم لایت روم دانلود میکنم و خداروشکر روزای نسبتا خوبی در راه داریمهمین دیگه گفتم یه
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
در خراب ِ غفلت آبادیم ما
در خزان زندگی، شادیم ما
از بهاران، غافلیم و دلخوشیم
همچنان بی حاصلیم و دلخوشیم...
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری

ولی اصلا ناراحت نیستم چون اولا بار اولم بود دوما ابر و باد و مه خورشید دست به دست هم دادن که قبول نشم
امروز از صبح بارونی بود و توی بارون امتحان دادم و با داداش حسام خیلی خوش گذشت که البته اونم رد شد
خلاصه بگم که سرگرم گواهی نامم
فدای شما
بدرووود...
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری
برچسب:
نویسنده: بنیامین جعفری